احين

🌐 حالا

این واژه از ریشهٔ «ح ي ي» گرفته شده و به‌طور کلی با «زنده کردن» یا «احیا کردن» پیوند دارد، هرچند در این صورتِ نوشتاری ممکن است در متون مختلف شکلِ صرفی یا املاییِ متفاوتی داشته باشد. در فارسی، نزدیک‌ترین معنی آن را می‌توان «زنده می‌کنم» یا «احیا می‌کنم» دانست، بسته به جمله‌ای که در آن آمده باشد.

جمله سازی با احين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأيتُ الرسالةَ وقلتُ: احين قد حانَ وقتُ الردّ.

پیام را دیدم و گفتم: الان وقت پاسخ دادن است.

💡 اتصلْ بي احين إذا تغيّرَ الموعدُ فجأةً.

اگر قرار ملاقات ناگهان تغییر کرد، همین الان با من تماس بگیرید.

💡 جئتُ إلى المكتبِ احين لأنني نسيتُ ملفًّا مهمًّا.

الان اومدم دفتر چون یه فایل مهم رو یادم رفت.

💡 اتفقنا أن نلتقيَ احين أمامَ المطعمِ الجديد.

ما توافق کردیم که جلوی رستوران جدید همدیگر را ببینیم.

💡 سيكونُ اللقاءُ احين أمامَ البوابةِ الرئيسية.

این جلسه روبروی درب اصلی برگزار خواهد شد.

💡 قررتُ أن أرتاحَ احين بعد أسبوعٍ طويلٍ من العمل.

بعد از یک هفته کاری طولانی تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم.

💡 لا تذهبْ بعيدًا، ابقَ هنا احين حتى أعود.

زیاد دور نرو، همینجا بمون تا برگردم.

💡 أرسلتُ لهُ رسالةً وقلتُ: احين وصلتُ إلى المطار.

برایش پیام فرستادم و گفتم: وقتی رسیدم فرودگاه.

💡 أخبرني المديرُ أن أعودَ احين بعد استكمالِ الأوراق.

مدیر به من گفت که بعد از تکمیل مدارک برگردم.

💡 لا أستطيعُ الخروجَ احين لأنني ما زلتُ أعمل.

الان چون سر کارم نمیتونم برم بیرون.

💡 انتظرْ قليلًا، سأكونُ معكَ احين بعد إنهاءِ المكالمة.

کمی صبر کنید، بعد از اتمام مکالمه با شما خواهم بود.

💡 سأغادرُ احين لأنَّ لديَّ موعدًا مهمًّا في المركزِ الطبي.

الان میرم چون یه قرار مهم تو مرکز درمانی دارم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران