فنبذتها
🌐 پس او را رد کرد
از ریشه نبذ به معنی «افکند، دور انداخت» است و فنبذتها یعنی «پس آن را انداخت» یا «آنگاه آن را رها کرد / دور افکند». ضمیر ها نشان میدهد که چیزی مؤنث یا شیء مورد نظر «آن» بوده است.
جمله سازی با فنبذتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد أن رأت الخبز متعفنًا، فنبذتها بعيدًا عن المطبخ حتى لا تفسد باقي الطعام.
بعد از اینکه دید نان کپک زده، آن را از آشپزخانه دور انداخت تا بقیه غذاها را خراب نکند.
💡 كانت الورقة قديمة وممزقة، فنبذتها في سلة المهملات دون أن تتردد.
کاغذ کهنه و پاره بود، بنابراین بدون معطلی آن را در سطل زباله انداختم.
💡 لم تعجبها الفكرة إطلاقًا، فنبذتها فورًا وقررت البحث عن حل أفضل.
او اصلاً از این ایده خوشش نیامد، بنابراین فوراً آن را رد کرد و تصمیم گرفت به دنبال راه حل بهتری باشد.