فمات

🌐 او درگذشت

«فمات» یعنی «پس مرد / درگذشت». این ترکیب از «فـ» به معنی «پس / آنگاه» و «مات» (گذشته‌ی فعل «مردن») ساخته شده است. در روایت‌ها و متن‌های تاریخی بسیار می‌آید و نشان می‌دهد که پس از رخدادی، مرگ اتفاق افتاده است. در فارسی، «پس او مرد» یا «آنگاه درگذشت».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او درگذشت

📌 و می‌میرد

📌 او از دنیا رفت

جمله سازی با فمات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أصيبَ الرجلُ بمرضٍ شديدٍ ثم فمات بعدَ أيامٍ قليلةٍ في المستشفى.

آن مرد به شدت بیمار شد و سپس چند روز بعد در بیمارستان درگذشت.

💡 تعرّضتِ الشجرةُ للجفافِ الطويلِ، فضعفتْ أوراقُها حتى فمات معظمُها.

درخت در معرض خشکسالی طولانی مدت قرار گرفت، بنابراین برگ‌هایش ضعیف شدند تا اینکه بیشتر آنها از بین رفتند.

💡 حذّره الطبيبُ من إهمالِ العلاجِ، لكنه تأخرَ حتى فمات الوضعُ أكثرَ مما توقَّع.

پزشک او را از غفلت در درمان برحذر داشت، اما او آنقدر تعلل کرد تا اوضاع از آنچه انتظار داشت وخیم‌تر شد.

💡 انظر، (سايلس) يريد الموت ليلتم شمله بحبّه الحقيقيّ الأوحد، لكنّه كيان خارق.،لذا، إن تناول الترياق فمات عندئذٍ سيُحبس في الجانب الآخر.

ببین، سیلاس می‌خواد بمیره تا دوباره به عشق واقعیش برگرده، اما اون یه موجود فرا انسانیه. بنابراین، اگه پادزهر رو بخوره و بمیره، از اون طرف قفل می‌شه.

💡 فأرسل إليه الحجام حتى قطع لسانه، فمات في ليلته.

پس سلمانی را نزد او فرستادند که زبانش را برید و او همان شب درگذشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران