فکک
🌐 پیاده کردن
در عربی از ریشهٔ «فکّ» به معنی «گشودن، بازکردن، جدا کردن» است؛ بهصورت فعل امر ممکن است «باز کن / جدا کن» معنی دهد.
جمله سازی با فکک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في المصنع، يقوم المختصون أحيانًا بـ فکک الآلة لإجراء الصيانة الدورية.
در کارخانه، متخصصان گاهی اوقات دستگاه را برای انجام تعمیرات روتین از هم جدا میکنند.
💡 حاول الفني أن فکک الجهاز إلى أجزائه الداخلية ليعرف سبب العطل بدقة.
تکنسین سعی کرد قطعات داخلی دستگاه را از هم جدا کند تا علت نقص را به طور دقیق مشخص کند.
💡 قبل السفر، طلبتُ من العامل أن فکک السرير الكبير حتى يسهل نقله.
قبل از سفر از کارگر خواستم تخت بزرگ را از هم جدا کند تا جابجایی آن راحت تر باشد.