فکان

🌐 پس بود.

این عبارت از «فـ» + «کان» تشکیل شده و یعنی «پس بود / آنگاه شد / پس چنین بود». «کان» فعلِ ناقص به معنی «بودن» است و وقتی با «فـ» می‌آید، معمولاً نتیجه یا دنباله‌ی یک ماجرا را بیان می‌کند. پس «فکان» در فارسی معمولاً «پس شد» یا «پس بود» ترجمه می‌شود.

جمله سازی با فکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحثتُ طويلًا عن الحلِّ المناسب، في فکان الخيارُ الأفضلُ هو التأنيُ قبلَ القرار.

من مدت زیادی به دنبال راه حل مناسب گشتم و بهترین گزینه این بود که قبل از تصمیم گیری کمی صبر کنم.

💡 اجتهد الطالب طوال الفصل فکان من المتفوقين في الامتحان النهائي.

این دانش‌آموز در طول ترم سخت تلاش کرد و در امتحان پایان ترم جزو برترین‌ها بود.

💡 تحدثَ المسؤولُ عن المشروعِ، في فکان كلامُه واضحًا ويعكسُ خبرةً كبيرة.

مسئول پروژه صحبت کرد و سخنانش واضح و منعکس کننده تجربه عالی او بود.

💡 اجتهد الطالب طوال العام، فکان نجاحه نتيجةً طبيعيةً لعمله.

دانش‌آموز در طول سال سخت کار کرد و موفقیتش نتیجه طبیعی کارش بود.

💡 تأخر القطار، فکان المسافرون ينتظرون في القاعة بحذرٍ وقلق.

قطار تأخیر داشت، بنابراین مسافران با احتیاط و اضطراب در سالن منتظر ماندند.

💡 درستُ الموضوعَ جيدًا، في فکان فهمي له أعمقَ مما توقعتُ في البداية.

من موضوع را به طور کامل مطالعه کردم و درک من از آن عمیق‌تر از آن چیزی بود که در ابتدا انتظار داشتم.

💡 اشتدّ البرد ليلًا، فکان الناس يلتزمون بيوتهم ويغلقون النوافذ.

سرما شب‌ها شدیدتر می‌شد، بنابراین مردم در خانه می‌ماندند و پنجره‌هایشان را می‌بستند.

💡 من فکان يعمل بجدّ كل يوم، استطاع أن يحقق نتائج ممتازة في عمله.

هر کسی که هر روز سخت کار کند، می‌تواند در کار خود به نتایج عالی دست یابد.

💡 انقطعت الكهرباء عن الحي فکان الجميع يستخدم المصابيح المحمولة داخل المنازل.

برق محله قطع شده بود، بنابراین همه از لامپ‌های سیار در خانه‌هایشان استفاده می‌کردند.

💡 تأخر المطر كثيرًا فکان الناس ينتظرون في البيوت حتى المساء.

باران خیلی دیر بارید، بنابراین مردم تا عصر در خانه‌هایشان منتظر ماندند.

💡 كان هناك طالب مجتهد، من فکان يراجع دروسه ليلاً نهاراً دون ملل.

دانش‌آموز کوشایی بود که شب و روز درس‌هایش را مرور می‌کرد، بی‌آنکه خسته شود.