فقليب

🌐 پس، قلبم

این واژه نیز بسیار نامعمول است و به‌صورت مستقل در عربی رایج نیست. ممکن است به «قليب» نزدیک باشد که در عربی به‌معنای «چاه» یا «گودال» است، اما وجود «فـ» در آغاز آن را نامشخص می‌کند. بنابراین برای معنی دقیق، نیاز به جمله یا متن دارد.

جمله سازی با فقليب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حملَ العاملُ الصندوقَ بحذرٍ، ثم وضعَهُ قربَ فقليب ٍ قديمٍ في المستودعِ.

کارگر با دقت جعبه را حمل کرد، سپس آن را نزدیک یک چاه قدیمی در انبار گذاشت.

💡 ‬فقليب يليب ِ‬ ‫لك كل ما‬ ‫ُ‬ ‫ترغيب دون تفكري

قلب من هر آنچه را که آرزو داری بدون اینکه فکر کنی به تو خواهد داد.

💡 رأينا فقليب ًا مصنوعًا من الطينِ قربَ المزرعةِ، وكانَ مليئًا بالأعشابِ الجافةِ.

ما چاهی را دیدیم که از خاک رس ساخته شده بود و نزدیک مزرعه بود و پر از علف خشک بود.

💡 ‬فأان طريدك دونك غريب بال وطن اتئه بال قدر فقليب مؤرخ ِ‬ ‫بك

فراری تو غریبه‌ای بی‌وطن است، گمشده‌ای بی‌سرنوشت، و تو خاطرات قلبش را ثبت کرده‌ای.

💡 في الحيِّ القديمِ يوجدُ فقليب ٌ صغيرٌ يستخدمُهُ الناسُ لتجميعِ الماءِ.

در محله قدیمی، چاه کوچکی وجود دارد که مردم برای جمع‌آوری آب از آن استفاده می‌کنند.

💡 ‬ال أحتمل التنفس بعيدا عن صدرك فقليب خيفق‬ ‫بني ضلوعك

نمی‌توانم نفس کشیدن دور از سینه‌ات را تحمل کنم، زیرا قلبم در میان دنده‌هایت می‌تپد.

💡 ‬كل ما‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫أريده أن أطمئن ِ‬ ‫عليك ترفقي يب ُمعذبيت فقليب يؤملين حبيبيت!

تنها چیزی که می‌خواهم این است که از تو احوالپرسی کنم، به من رحم کن، ای عذاب‌دهنده‌ام، زیرا قلبم سرشار از امید است، ای محبوب من!

💡 فهيا اي صغرييت فقليب و عقلي و‬ ‫أتخر ِ على‬ ‫أشواقي ِ‬ ‫إليك قيد االنتظار!

پس بیا کوچولوی من، که قلب و ذهنم مشتاقانه منتظر توست!

کلمات مرتبط