فقع

🌐 پاپ

«فَقَعَ» در عربی بسته به کاربرد می‌تواند به معنی «ترکید»، «ناگهان منفجر شد»، «پُف کرد / باد کرد» یا در برخی کاربردها به صدای ترکیدن اشاره داشته باشد. این واژه کمتر از «قطع» رایج است و معنای دقیق آن به جمله و متن بستگی دارد. در کاربردهای روزمره، بیشتر حسِ «ترکیدن ناگهانی» یا «برآمده شدن» را می‌رساند.

فعل (verb)

📌 پاپ

جمله سازی با فقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نصحها الطبيب بعدم فقع ألبثره تحت أي ظرف من الظروف.

پزشک به او توصیه کرد که تحت هیچ شرایطی جوش را نترکاند.

💡 تركَ الزجاجةَ تحتَ الشمسِ، فـ فقع الغطاءُ فجأةً بسببِ الحرارةِ.

او بطری را زیر آفتاب گذاشت و ناگهان درب آن به دلیل گرما باز شد.

💡 من شدّةِ الضغطِ، كادَ الكيسُ أن فقع قبلَ الوصولِ إلى المنزلِ.

به دلیل فشار شدید، کیسه قبل از رسیدن به خانه تقریباً ترکید.

💡 سقطتِ الكرةُ على الأرضِ بقوةٍ حتى فقع الغطاءُ البلاستيكيُّ قليلًا.

توپ با چنان شدتی به زمین افتاد که پوشش پلاستیکی آن کمی ترکید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران