فطال

🌐 طولانی بود.

«فطال» از نظر ساخت شبیه صورت ماضیِ «طولانی شدن» یا «بلند شدن» است، یعنی چیزی دراز شد یا مدت آن طول کشید. در عربی، «طال» فعل شناخته‌شده‌ای به معنای بلند شدن / طول کشیدن است و اگر «فطال» آمده باشد، ممکن است در بافتی خاص یا به‌صورت ترکیبی / نادر باشد. معنای کلی‌اش به «بلند شد» یا «دراز گشت» نزدیک است.

جمله سازی با فطال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فطال انتظار المرضى في العيادة حتى بدأت بعض الهمهمات.

بیماران آنقدر در کلینیک منتظر ماندند که زمزمه‌هایی شروع شد.

💡 فطال الطريق أكثر مما توقعنا بسبب الزحام الشديد في المدينة.

به دلیل ترافیک سنگین شهر، سفر بیشتر از آنچه انتظار داشتیم طول کشید.

💡 فطال الليل علينا ونحن نراجع الدروس قبل الامتحان.

شب برای ما طولانی بود چون درس های قبل از امتحان را مرور می کردیم.

💡 ‫فطال النظرة بيننا و عل أنفاسك حىت وصل نبض قليب و كلي غارق‬ ‫فحاول ِ متالك ذاتك و احكام أواتد قلبك فغري ِ جمرى احلديث

نگاه بین ما درنگ کرد و نفسم بند آمد تا اینکه ضربان قلبم به اوج خود رسید و کاملاً غرق شدم. پس سعی کن خودت را کنترل کنی و قلبت را آرام کنی، زیرا آتش گفتگو شعله‌ور شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران