فزعة

🌐 وحشت

این واژه از ریشه «فزع» است و به معنای «یک بار ترس»، «فریاد برای کمک»، یا «هجومِ ناگهانیِ ترس» می‌آید. در فارسی می‌شود آن را «هراس لحظه‌ای»، «ترس ناگهانی» یا «وحشت کوتاه» ترجمه کرد. گاهی هم در کاربردهای محاوره‌ای به معنای «کمک‌خواهی فوری» می‌آید.

وجه وصفی (participle)

📌 وحشت زده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وحشت زده شدن

جمله سازی با فزعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان أهل الحيّ معروفين بسرعة فزعة بعضهم لبعض عند الشدائد والمحن.

مردم محله به پاسخگویی سریع به نیازهای یکدیگر در سختی ها و ناملایمات معروف بودند.

💡 طلبتِ الأسرةُ فزعة من الجيران أثناء نقل الأثاث الثقيل إلى الطابق الأعلى.

خانواده هنگام جابجایی اثاثیه سنگین به طبقه بالا از همسایه‌ها کمک خواستند.

💡 لماذا تتظاهرين بانك غير فزعة مما يحصل؟

چرا وانمود می‌کنی که از اتفاقات نگران نیستی؟

💡 كنت فزعة لأني لم أكن قد بدأتها حتى.

من ترسیدم چون هنوز شروعش نکرده بودم.

💡 لأنّ الضابطة المسؤولة عن مراقبتي قادمة هذا اليوم، وأنا فزعة جداً...

چون افسری که مسئول مراقبت از من است امروز می‌آید و من خیلی می‌ترسم...

💡 احتاج المزارعُ إلى فزعة من أصدقائه لحصاد المحصول قبل هطول المطر.

کشاورز برای برداشت محصول قبل از بارش باران به کمک دوستانش نیاز داشت.

کلمات مرتبط