فرتاجع

🌐 فرتاجا

این واژه به‌صورتِ نوشته‌شده بسیار نادر است و احتمالاً ترکیبی از دو جزء یا ضبطی نادقیق است. از نظر ظاهر، شاید با «فرت» و «راجع» ارتباطی داشته باشد، اما به‌عنوان یک کلمه مستقلِ مشهور در عربی شناخته نیست. برای معنی دقیق، نیاز به جمله و منبع دارد.

جمله سازی با فرتاجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬فرتاجــع الروبــوت للخلــف‬ ‫بضعــة أقــدام بســبب قــوة اللكمــة‪.

ربات بر اثر شدت ضربه چند متر به عقب پرتاب شد.

💡 ‬فرتاجــع إىل اخللــف وانقبضــت قســات‬ ‫وجهــه ال إراد ًيــا وأســتعد ليهــرول مبتعــدً ا‪

او قدمی به عقب برداشت، اجزای صورتش بی‌اختیار منقبض شدند و آماده‌ی فرار شد.

💡 طلبَ الطبيبُ من المريضِ أن فرتاجع العيادةَ بعدَ أسبوعٍ.

پزشک از بیمار خواست که پس از یک هفته دوباره به کلینیک مراجعه کند.

💡 ‬فرتاجــع‬ ‫كُال مــن نــور وجــن وقــد أصاهبــا الدهشــة واحلــرة‪.

سپس هر دو از نور و جان بازگشتند و غرق در حیرت و آزادی شدند.

💡 ينبغي أن فرتاجع المكتبةَ مرةً أخرى إذا أردتَ الكتابَ النادرَ.

اگر کتاب کمیاب را می‌خواهید، باید دوباره کتابخانه را بررسی کنید.

💡 قالَ المديرُ للموظفِ أن فرتاجع قسمَ المواردِ البشريةِ غدًا.

مدیر به کارمند گفت که فردا با بخش منابع انسانی تماس خواهد گرفت.

💡 ‬و للحظا غرق عينيك ببحر عيين‬ ‫ِ‬ ‫غادرك ؛ فرتاجع ِ للخلف و اته منك احلروف كن‬ ‫و اته أنفاسك بني ضلوعي

و برای لحظه‌ای، چشمانت در دریایی از چشمانی که تو را ترک کردند غرق شد؛ پس عقب‌نشینی کن، و بگذار نامه‌ها از تو باشند، و بگذار نفس‌هایت میان دنده‌هایم باشد.