فخفت
🌐 ترسیدم.
«فخفت» یعنی «پس خوابید» یا «آنگاه به خواب رفت». این واژه از ریشهٔ «خفوت / خفت» نیست، بلکه در عربی از «خفت» یا «خاف / خفت» در برخی ساختها میآید، و در کاربرد رایج به معنای خوابیدن و آرام گرفتن است. در فارسی معمولاً «خفت» را «خوابید» ترجمه میکنند. بسته به بافت، میتواند هم به خواب جسمانی اشاره داشته باشد و هم به آرام گرفتن یا فروکش کردن.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و من ترسیدم
📌 تو ترسیدی.
جمله سازی با فخفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ارتفع صوت الرعد في الليل فخفت على الأطفال من شدة الذعر.
صدای رعد و برق در دل شب بلندتر میشد و من از شدت وحشت، نگران بچهها بودم.
💡 عندما انطفأ الضوء فجأة فخفت من العتمة وطلبت مساعدة أخي.
وقتی ناگهان چراغ خاموش شد، از تاریکی ترسیدم و از برادرم کمک خواستم.
💡 سمعتُ وقع الخطوات خلف الباب فخفت أن يكون أحدهم يطرق في وقت متأخر.
صدای قدمهایی را از پشت در شنیدم و ترسیدم که نکند کسی آخر شب در زده باشد.