فتعاطیٰ

🌐 پس او گرفت

از ریشه‌ی «عاطى / تعاطى» به معنای «دست زدن به کاری، متصدی شدن، انجام دادن، درگیر شدن در چیزی» است و یعنی «پس به انجام آن پرداخت / دست به آن زد»؛ گاهی هم معنای «تبادل کردن» یا «گرفتن و دادن» می‌دهد.

جمله سازی با فتعاطیٰ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا فتعاطیٰ الأدوية من دون وصفة طبيب مختص.

خیر، بدون نسخه پزشک متخصص، دارو مصرف کنید.

💡 في السوق، فتعاطیٰ الرجل التجارة بذكاء وصبر طويلين.

در بازار، مرد با هوشمندی و صبر فراوان تجارت خود را اداره می‌کرد.

💡 بعض الشباب فتعاطیٰ القهوة بكثرة حتى صار لا ينام ليلًا.

بعضی از جوانان آنقدر قهوه مصرف می‌کنند که شب‌ها خوابشان نمی‌برد.

کلمات مرتبط