فاقامه
🌐 پس او آن را تأسیس کرد
این واژه از همان ریشهٔ «أقام» است و به معنای «برپاداشتن، اقامه کردن، یا برپا داشتن چیزی» است. در عربی، «إقامة» میتواند به معنی برپایی، دوام دادن، یا انجام منظم یک عمل نیز باشد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نمایشگاه
جمله سازی با فاقامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساعدهُ الأصدقاءُ حتى فاقامه من مكانِه بعدَ أن سقطَ على الأرضِ فجأةً.
دوستانش پس از اینکه او ناگهان روی زمین افتاد، به او کمک کردند تا بلند شود.
💡 بعدَ التدريبِ الطويلِ، فاقامه المدربُ في الصفِّ الأولِ تقديرًا لجهدهِ.
بعد از یک جلسه تمرینی طولانی، مربی برای قدردانی از تلاشش، او را در ردیف جلو نشاند.