فاضحا

🌐 رسوایی آور

این واژه حالت قید یا وصفیِ «فاضح» است و به معنای «به‌صورتی رسواکننده، آشکارا و خفت‌بار» به‌کار می‌رود. در متن‌ها معمولاً برای تأکید بر شدت رسوایی یا آشکار بودن یک امر استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آشکار

📌 رسوایی آور

📌 فاحش

📌 ریسک

جمله سازی با فاضحا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدثَ المحققُ عن دليلٍ فاضحا يثبتُ براءةَ المتهمِ.

بازپرس از شواهد قاطعی صحبت کرد که بی‌گناهی متهم را اثبات می‌کرد.

💡 كلما كان سلوكها فاضحا أكثر كلما لامك الناس أكثر

هر چه رفتار او رسواکننده‌تر باشد، مردم بیشتر او را سرزنش خواهند کرد.

💡 وجدَ الصحفيُّ تناقضًا فاضحا في أقوالِ الشاهدِ خلالَ المقابلةِ.

روزنامه‌نگار در طول مصاحبه، تناقض آشکاری در اظهارات شاهد یافت.

💡 لقد أبدى النظام السوري مرارا تجاهلا فاضحا لأرواح المدنيين ولقوانين الحرب وأعرافها.

رژیم سوریه بارها بی‌اعتنایی آشکاری به جان غیرنظامیان و قوانین و رسوم جنگ نشان داده است.

💡 تركَ الكاتبُ إشارةً فاضحا إلى خطأٍ واضحٍ في الروايةِ.

نویسنده نشانه‌ی آشکاری از یک خطای آشکار در رمان به جا گذاشته است.

💡 كما ان قرار الاغلاق الوقتي التعسفي لا يتيح للهيئة مصادرة اي من المعدات، وهذا يشكل خرقا فاضحا لقانون الهيئة ذاته.

علاوه بر این، تصمیم خودسرانه تعطیلی موقت به این سازمان اجازه مصادره هیچ یک از تجهیزات را نمی‌دهد و این نقض آشکار قانون خود سازمان است.

کلمات مرتبط