فاستقبله

🌐 پس به او خوشامد گفت

این فعل یعنی «به استقبال او رفت» یا «او را پذیرفت». در معنای ساده، کسی به پیشواز فردی رفت؛ و در معنای گسترده‌تر، ممکن است به‌معنای «روبرو شد با او» یا «به‌خوبی با او برخورد کرد» هم باشد.

جمله سازی با فاستقبله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاد المسافر سنة بعد غياب طويل، فاستقبله أهله بفرح كبير.

مسافر پس از مدت‌ها دوری بازگشت و خانواده‌اش با شادی فراوان از او استقبال کردند.

💡 وصل المسافرُ إلى بٱلعرا بعد رحلةٍ طويلة، فاستقبله الأصدقاءُ بحفاوةٍ وشرحوا له تفاصيل المدينة.

مسافر پس از سفری طولانی به العرا رسید و دوستانش به گرمی از او استقبال کردند و جزئیات شهر را برایش شرح دادند.

💡 وصلَ الضيفُ إلى الفندقِ فاستقبله الموظفُ بابتسامةٍ وترحيبٍ حارٍّ.

مهمان به هتل رسید و کارمند با لبخند و خوشامدگویی گرمی از او استقبال کرد.

💡 وصل الضيف البغتة من غير موعد، فاستقبله أهل البيت بسرور.

مهمان بدون اطلاع قبلی و به طور غیرمنتظره وارد شد و خانواده با شادی از او استقبال کردند.

💡 ساراهُ في الممر المؤدي إلى القاعة، فاستقبله الحاضرون بابتسامة.

سارا در راهروی منتهی به سالن قدم زد و حاضران با لبخند به او سلام کردند.

💡 في المساء وءات الرجلُ إلى بيته بعد يومٍ طويلٍ من العمل، فاستقبله أطفاله بفرحٍ كبير.

عصر، مرد پس از یک روز کاری طولانی به خانه آمد و فرزندانش با شادی فراوان از او استقبال کردند.

💡 دخلَ الكاتبُ إلى القاعةِ فاستقبله القرّاءُ بالتصفيقِ والتحيةِ.

نویسنده وارد سالن شد و خوانندگان با تشویق و تحسین از او استقبال کردند.

💡 عندما عادَ الأبُ من السفرِ فاستقبله أطفالهُ عندَ البابِ بفرحٍ كبير.

وقتی پدر از سفر برگشت، فرزندانش با شادی فراوان دم در به استقبالش آمدند.

💡 عاد المسافر منزل إلی القرية بعد غيابٍ دام سنوات، فاستقبله الأهل بالترحيب.

مسافر پس از چندین سال غیبت به خانه‌اش در روستا بازگشت و خانواده از او به گرمی استقبال کردند.

کلمات مرتبط