فاختلج
🌐 پس لرزید.
«فَاخْتَلَجَ» یعنی «لرزید»، «جنبید»، «در دلش گذشت» یا «به تردید افتاد»؛ بسته به متن، این واژه میتواند هم معنای حرکت ناگهانی یا لرزش داشته باشد و هم اشاره به خطور فکر یا احساس درونی. ریشه آن به حالتِ ناآرامی، تکان خوردن یا کشمکش درونی نزدیک است.
جمله سازی با فاختلج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عند رؤية والدته بعد غياب طويل، فاختلج صدره فرحًا وارتجف صوته قليلًا.
با دیدن مادرش پس از مدتها غیبت، سینهاش از شادی لبریز شد و صدایش کمی لرزید.