اختلج
🌐 لرزیدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دچار تشنج شده
جمله سازی با اختلج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما انزلق على الجليد، اختلج بشكل محرج قبل أن يستعيد توازنه.
وقتی روی یخ لیز خورد، قبل از اینکه تعادلش را بازیابد، به طرز عجیبی تلوتلو خورد.
💡 في الفوضى، اختلج الصبي الصغير من الخوف، ممسكًا بوالدته بشدة.
در آن هرج و مرج، پسر کوچک از ترس میلرزید و مادرش را محکم گرفته بود.
💡 اختلج قلبه خوفًا عندما سمع صوت الانفجار في الحي القريب.
وقتی صدای انفجار را در محلهی مجاور شنید، قلبش از ترس به تپش افتاد.
💡 اختلج صدره بالفرح عندما تلقى خبر نجاح أخيه في الامتحان.
وقتی خبر موفقیت برادرش را در کنکور شنید، دلش از شادی به تپش افتاد.
💡 اختلج وجه الطفل بالدهشة حين رأى الهدية الكبيرة على الطاولة.
وقتی کودک هدیه بزرگ روی میز را دید، صورتش از تعجب در هم رفت.