احد

🌐 یکی

أحد در عربی به معنی «یکی» یا «یک نفر» است و گاهی به معنای «هیچ‌کس» هم در جمله‌های منفی می‌آید، مثل «ما جاء أحد» یعنی «هیچ‌کس نیامد». همچنین در کاربرد دینی، أحد یکی از نام‌های خداوند است و به معنای «یگانه، یکتا» می‌آید. پس این واژه هم کاربرد عددی دارد و هم کاربرد معناییِ توحیدی و نفی‌ای.

جمله سازی با احد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سأل المدرب إن كان احد اي لاعب قد أصيب أثناء التدريب.

مربی پرسید که آیا هیچ یک از بازیکنان در طول تمرین مصدوم شده‌اند؟

💡 انتظرت في الممر طويلاً، ومع ذلك كان لا احد حاضرًا في ذلك الوقت.

مدت زیادی در راهرو منتظر ماندم، اما در آن زمان هیچ کس آنجا نبود.

💡 إذا احتجتَ مساعدةً، فهناكَ هنا احد المسؤولينَ بالقربِ من المدخلِ.

اگر به کمک نیاز داشتید، یکی از مسئولین نزدیک ورودی هست.

💡 جاء اخر احد إلى الاجتماع بعد أن بدأ الجميع بالتوقيع على الحضور.

آخرین نفری که به جلسه رسید، بعد از آن بود که همه شروع به ثبت نام کرده بودند.

💡 طرقت الباب مرات كثيرة، لكن لا احد أجابني داخل الشقة.

بارها در زدم، اما کسی داخل آپارتمان جوابم را نداد.

💡 رأيت احد الزملاء في السوق مساء أمس.

دیشب یکی از همکارانم را در بازار دیدم.

💡 وقف احد الطلاب أمام الباب ينتظر دخول الأستاذ.

یکی از دانشجویان جلوی در ایستاده بود و منتظر ورود استاد بود.

💡 أخبرني أبي أن احد کان يعمل في هذه المزرعة قديماً.

پدرم به من گفت که مدت‌ها پیش کسی در این مزرعه کار می‌کرده است.

💡 لم يحدد الطبيب احد اي دواء قبل الفحص الكامل.

پزشک قبل از معاینه کامل هیچ دارویی تجویز نکرد.

💡 وقفَ هنا احد العمالِ ليرشدَ الزوارَ إلى القاعةِ الرئيسيةِ.

یکی از کارگران اینجا ایستاده بود تا بازدیدکنندگان را به سالن اصلی راهنمایی کند.

💡 لا يعرف الجميع أن ابناء احد الجيران انتقلوا إلى مدينة أخرى.

همه نمی‌دانند که فرزندان یکی از همسایه‌ها به شهر دیگری نقل مکان کرده‌اند.

💡 سألني احد الجيران عن موعد الاجتماع الجديد.

یکی از همسایه‌ها از من درباره تاریخ جلسه جدید پرسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران