فٱنهار

🌐 سپس فرو ریخت

از ریشه «نهر» به معنای «فرو ریختن، سرازیر شدن، از هم پاشیدن» است؛ یعنی «پس فرو ریخت / سرازیر شد / ویران شد». این واژه معمولاً برای فروپاشی چیزی، مخصوصاً دیوار، کوه یا بنای سست، به‌کار می‌رود.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 فروریخته

جمله سازی با فٱنهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 معَ خسارةِ الصفقةِ الكبيرةِ، فٱنهار المشروعُ الماليُّ بالكاملِ تقريبًا.

با از دست دادن این معامله بزرگ، کل پروژه مالی تقریباً به طور کامل فرو ریخت.

💡 بسببِ الضغطِ النفسيِّ الشديدِ، فٱنهار الموظفُ أمامَ زملائِه فجأةً.

بر اثر فشار روانی شدید، کارمند ناگهان جلوی همکارانش از حال رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران