غير کفو
🌐 بی عرضه
این عبارت نیز نزدیک به «غير کفء» است و به معنای «ناسزاوار»، «نامناسب» یا «همتراز نبودن» میآید. در برخی کاربردها برای توصیف فردی استفاده میشود که همسطح یا شایستهی موقعیت موردنظر نیست. در فارسی میتوان آن را «غیرهمکفو» یا «نامتناسب» ترجمه کرد.
اسم (noun)
📌 بامبلر
صفت (adjective)
📌 بی عرضه
جمله سازی با غير کفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحكم غير كفؤ يسبب مشاكل أكثر من الحلول.
یک حاکم بیکفایت، مشکلات بیشتری نسبت به راهحلها ایجاد میکند.
💡 المدير غير كفؤ لا ينجح غالبًا في بناء الثقة.
یک مدیر بیکفایت اغلب در ایجاد اعتماد شکست میخورد.