غير عملي
🌐 غیرعملی
صفت (adjective)
📌 غیرعملی
📌 دست و پا گیر
📌 غیرقابل اجرا
📌 نشدنی
📌 غیر عملیاتی
جمله سازی با غير عملي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفضت الاقتراح بحنق، معتبرةً إياه غير عملي وغير منطقي.
او با عصبانیت این پیشنهاد را رد کرد و آن را غیرعملی و غیرمنطقی دانست.
💡 ونتيجة لذلك، فإن إكمال التقرير أصبح غير عملي في المرحلة الراهنة.
در نتیجه، تکمیل گزارش در مرحله فعلی غیرعملی شده است.
💡 رَفَضَت اللجنة الاقتراح لأنه كان بوضوح غير عملي بالنسبة للجدول الزمني لدينا.
کمیته این پیشنهاد را رد کرد زیرا برای جدول زمانی ما به وضوح غیرعملی بود.
💡 الاعتماد على طريقة واحدة قد يكون غير عملي عند الطوارئ.
تکیه بر یک روش واحد ممکن است در مواقع اضطراری غیرعملی باشد.
💡 فإنه ينمو بسرعة غير عملي لكتابة أسماء المشغلين المنطقية.
خیلی سریع رشد میکند و برای نوشتن نام عملگرهای منطقی کاربردی نیست.
💡 التصميم جميل لكنه غير عملي في الاستخدام اليومي.
طراحی زیبایی داره اما برای استفاده روزمره مناسب نیست.