عقيق
🌐 عقیق
اسم (noun)
📌 عقیق
📌 گارنت
📌 کارنلین
📌 کلسدونی
جمله سازی با عقيق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زار السائح سوق الحرف فوجد قلائد وخواتم مصنوعة من عقيق يماني فاخر.
این گردشگر از بازار صنایع دستی بازدید کرد و گردنبندها و انگشترهایی از عقیق مرغوب یمنی پیدا کرد.
💡 اشترت المرأة خاتماً من عقيق أحمر لما له من جمال ولمعان مميزين.
آن زن به دلیل زیبایی و درخشش متمایز عقیق سرخ، انگشتری از آن خرید.
💡 تميمة عقيق تتدلى من معصمه، ترمز إلى روح مغامراته.
یک طلسم عقیق از مچ دستش آویزان است که نماد روحیه ماجراجوی اوست.
💡 الحرفي صنع قطعة فريدة تحتوي على عقيق كبير.
این صنعتگر قطعهای منحصر به فرد ساخت که حاوی یک عقیق بزرگ بود.
💡 يشتهر بعض التجار ببيع أحجار عقيق طبيعية بأشكال وألوان مختلفة.
برخی از تاجران به خاطر فروش سنگهای عقیق طبیعی در شکلها و رنگهای مختلف شناخته میشوند.
💡 أعطتني جدتي قلادة عقيق في عيد ميلادي.
مادربزرگم برای تولدم یک گردنبند عقیق به من هدیه داد.