عقرب

🌐 عقرب

«عقرب» به معنی «کژدم / عقرب» است، یعنی آن جانور زهردار معروف؛ در عربی و فارسی همچنین می‌تواند به‌صورت استعاره برای فرد گزنده، آزاردهنده یا خطرناک به کار رود.

اسم (noun)

📌 عقرب

📌 دست

جمله سازی با عقرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دقت الساعة الثامنة بينما كان عقرب الدقائق يشير إلى خمسين دقيقة ماضية.

ساعت هشت را نشان می‌داد، در حالی که عقربه دقیقه‌شمار، پنجاه دقیقه گذشته را نشان می‌داد.

💡 توقف عقرب ساعته عند منتصف الليل فجأة.

ساعتش ناگهان روی نیمه شب ایستاد.

💡 لاحظ أن قرص الساعة كان يفتقد إلى عقرب الدقائق تمامًا.

توجه داشته باشید که صفحه ساعت کاملاً فاقد عقربه دقیقه‌شمار بود.

💡 في المخيمات، يحرص الناس على تفقد الأغطية خوفًا من دخول عقرب إليها.

در اردوگاه‌ها، مردم از ترس اینکه عقربی داخل پتوها رفته باشد، مراقب هستند که پتوها را بررسی کنند.

💡 رأينا عقرب ًا صغيرًا تحت الحجر أثناء التنزه في الصحراء مساءً.

عصر هنگام پیاده‌روی در بیابان، عقرب کوچکی را زیر سنگ دیدیم.

💡 وضع العامل حذاءه بسرعة عندما لاحظ وجود عقرب قرب الباب.

کارگر وقتی متوجه عقربی نزدیک در شد، سریع کفش‌هایش را پوشید.

کلمات مرتبط