عشبة

🌐 گیاه

عشبة مؤنثِ عشب یا واژه‌ای هم‌خانواده با آن است و به معنای «یک گیاه کوچک، یک علف، یک سبزه» به‌کار می‌رود. در بعضی کاربردها می‌تواند به «گیاه دارویی» هم اشاره کند، بسته به بافت جمله. در فارسی نزدیک‌ترین معنی آن «گیاه کوچک» یا «علف» است.

اسم (noun)

📌 علف هرز

جمله سازی با عشبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جمعتُ عشبة من الحديقة بعدما تعلّمتُ اسمها في درس العلوم.

بعد از اینکه اسمش را در کلاس علوم یاد گرفتم، یک گیاه از باغچه چیدم.

💡 ‬هي عشبة مخففة لآلالم و‬ ‫معالجة للكثير من األمراض‪

این گیاه تسکین دهنده درد و درمان کننده بسیاری از بیماری ها است.

💡 وصف الطبيب عشبة طبيعية لتخفيف آلام المعدة وتحسين الهضم.

پزشک یک گیاه طبیعی برای تسکین درد معده و بهبود هضم تجویز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران