عاش

🌐 او زندگی کرد

«عاش» یعنی «زیست» یا «زندگی کرد». این فعل گذشته از ریشهٔ «عاش / یعیش» است و برای بیان زنده بودن، عمر کردن، یا زندگی کردن به کار می‌رود. مثلاً در جمله‌ای مانند «عاش طويلاً» یعنی «مدت طولانی زندگی کرد». این واژه یکی از پرکاربردترین صورت‌های گذشتهٔ عربی دربارهٔ زندگی است.

جمله سازی با عاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كتب الباحث ملاحظة في عاش الصفحة الأخيرة من المخطوط.

محقق در آخرین صفحه نسخه خطی یادداشتی نوشته است.

💡 تتغير أفكارنا بسرعة عندما نسمع تجربة جديدة من شخص عاش سنواتٍ في بلدٍ آخر.

وقتی تجربه جدیدی را از کسی که سال‌ها در کشور دیگری زندگی کرده می‌شنویم، ایده‌های ما به سرعت تغییر می‌کنند.

💡 دلّت لهجته على أنه عاش سنوات طويلة في الساحل.

لهجه‌اش نشان می‌داد که سال‌ها در ساحل زندگی کرده است.

💡 ‫أَمضي و يف عيٍت دمعتاف‬ ‫أبكي على ما كاف‬ ‫وألعن اذلوى‬ ‫الذي جعلَنا عاش َقُت‬ ‫أمضي أنا وحيدةً.

ادامه می‌دهم، و چشمانم پر از اشک است. برای آنچه دیگر بس است گریه می‌کنم، و عشقی را که ما را عاشق کرد نفرین می‌کنم. تنها ادامه می‌دهم.

💡 تحدث الإمام عن عابدٍ صالحٍ عاش حياته في خدمة مجتمعه.

امام درباره یک عابد صالح صحبت کرد که زندگی خود را در خدمت به جامعه‌اش گذرانده بود.

💡 كان الاسم موجوداً في عاش الوثيقة رغم صعوبة قراءته.

نام در سند وجود داشت، اگرچه خواندن آن دشوار بود.

کلمات مرتبط