عاديا

🌐 معمولی

این صورت می‌تواند به‌عنوان حالت منصوبِ «عادي» یا شکلی وابسته به جمله فهمیده شود و معنایش «به‌طور عادی، معمولاً، به شکل معمول» است. در فارسی اغلب آن را «عادی» یا «به‌طور معمول» ترجمه می‌کنند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 معمولی

📌 عادی

📌 منظم

📌 رایج

📌 غیرمعمول

📌 میانگین

جمله سازی با عاديا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاش الموظف يومه عاديا رغم ضغط العمل الكبير.

کارمند با وجود فشار کاری زیاد، روزش را به طور عادی گذراند.

💡 فقلتُ ‪« :‬هذه الدقيقة في ميزان الناس يبدوا‬ ‫ذهابها عاديا ً ال يثير حسرة الفوات‪

بنابراین گفتم: «این دقیقه، در نظر مردم، به طور عادی می‌گذرد و باعث پشیمانی از دست دادن آن نمی‌شود.»

💡 ثم أصبح الذهاب إلى المدرسة حدثاً عاديا بالنسبة لك...

بعدش مدرسه رفتن برات یه اتفاق عادی شد...

💡 دخل الطفل الغرفة عاديا وكأن شيئًا لم يحدث.

کودک به طور عادی وارد اتاق شد، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

💡 ‫َ‬ ‫ٌ‬ ‫أسد فتحولت إلى‬ ‫مني فأنا لست‬ ‫إنسانا عاديا‪

من یک شیر بودم و سپس به یک انسان تبدیل شدم؛ من یک انسان معمولی نیستم.

💡 تحدث الرجل عاديا دون أن يرفع صوته.

مرد بدون اینکه صدایش را بالا ببرد، عادی صحبت می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران