اجد
🌐 پیدا میکنم.
فعل (verb)
📌 کشف کردن
📌 مکان یابی
صفت (adjective)
📌 جدیدترین
📌 جدیدتر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پیدا میکنم.
جمله سازی با اجد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاولتُ فتحَ البابِ بالمفتاحِ الجديدِ، لكنني من اجد أنه غيرُ مناسبٍ للقفلِ.
سعی کردم با کلید جدید در را باز کنم، اما متوجه شدم که برای قفل مناسب نیست.
💡 في بداية الحديث، أوضح المدير أنه اجد وال اجتماع سيبدأ بعد دقائق.
در ابتدای مکالمه، مدیر توضیح داد که متوجه شده جلسه تا چند دقیقه دیگر شروع میشود.
💡 أثناء السفر، لها اجد مكانًا هادئًا للراحة بعيدًا عن الضجيج والازدحام.
در طول سفر، نیاز دارم مکانی آرام و دور از سر و صدا و شلوغی پیدا کنم تا استراحت کنم.
💡 في زاوية المكتبة القديمة، لها اجد كتابًا نادرًا كنت أبحث عنه منذ أشهر.
در گوشهای از کتابخانه قدیمی، کتاب کمیابی را پیدا کردم که ماهها دنبالش میگشتم.
💡 حاولنا الدخول مبكرًا، لكن الحارس قال: اجد وال باب لم يُفتح بعد.
ما سعی کردیم زود وارد شویم، اما نگهبان گفت: «در هنوز باز نشده است.»
💡 كثيرًا ما أشعر أن نفسي اجد الراحة فقط عندما أكون قرب البحر.
اغلب احساس میکنم فقط وقتی نزدیک دریا هستم آرامش پیدا میکنم.
💡 بعد بحث طويل في السوق، لها اجد هاتفًا مناسبًا بالسعر والمواصفات المطلوبة.
بعد از مدت ها جستجو در بازار، یک گوشی مناسب با قیمت و مشخصات مورد نیاز پیدا کردم.
💡 بحثتُ طويلًا عن القاموسِ القديمِ، لكنني من اجد نسخةً منه في المكتبةِ العامةِ.
من مدت زیادی دنبال آن فرهنگ لغت قدیمی گشتم، اما نتوانستم نسخهای از آن را در کتابخانه عمومی پیدا کنم.
💡 أحيانًا نفسي اجد الحلول بسرعة، وأحيانًا أحتاج إلى وقت طويل للتفكير.
بعضی وقتها سریع راهحلها را پیدا میکنم، و بعضی وقتها به زمان زیادی برای فکر کردن نیاز دارم.
💡 سألتُ الجيرانَ عن المفقودِ، غيرَ أنني من اجد أيَّ معلومةٍ تساعدُني في الوصولِ إليه.
از همسایهها درباره فرد گمشده پرسوجو کردم، اما هیچ اطلاعاتی که به من در رسیدن به او کمک کند، پیدا نکردم.