ظاوي
🌐 زاوی
این واژه نیز در عربیِ معیار، بسیار نامأنوس است و به این صورت معنی رایج و روشنی ندارد. احتمالاً شکل غلطنویسیِ واژهای دیگر است. اگر مدنظر واژهای از ریشهای مشابه باشد، باید با متن و قرینه بررسی شود تا معنی دقیق مشخص گردد.
جمله سازی با ظاوي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأيت الرجل ظاوي الوجه بعد أيامٍ من المرض والإرهاق.
آن مرد را با چهرهای رنگپریده پس از روزها بیماری و خستگی دیدم.
💡 بلج ؤن زدل ٓهج ظاوي بن ظياطي حباىغ وحباػاة ابناا ؤدياه َّ ما٣ؼن.
بولجون زادال حاج ضاوی بن ضیاتی حباغ و حبها دو پسر به نام های ادیه ما3 داشتند.
💡 عاد العامل من السفر ظاوي الجسم بسبب قلة الطعام والراحة.
این کارگر به دلیل کمبود غذا و استراحت، با بدنی نحیف از سفر خود بازگشت.
💡 كان ظاوي الملامح، لكن في عينيه قوة واضحة لا تخطئها النظرة.
چهره رنگپریدهای داشت، اما چشمانش نیرویی آشکار در خود نهفته بود که نمیشد از آن چشمپوشی کرد.