طيرا
🌐 پرنده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پرنده
جمله سازی با طيرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأيت طيرا ملوّنًا يقف على الغصن قبل أن يطير فجأة.
قبل از اینکه ناگهان پرواز کند و برود، پرندهای رنگارنگ را دیدم که روی شاخه ایستاده بود.
💡 أي فقد طيرا ذلك هو/ هي أبدا متعلمة كيف تطير.
یعنی، او پرندهاش را گم کرده و هرگز یاد نگرفته که چگونه پرواز کند.
💡 عاد طيرا صغيرًا إلى عشه بعد أن دار فوق الحقل طويلًا.
یک پرنده کوچک پس از مدت طولانی چرخیدن در بالای مزرعه به لانه خود بازگشت.
💡 تصوروا طيرا وُضع في قفص وحُرم من الأكل إلى أن مات.
پرندهای را تصور کنید که در قفسی انداخته شده و از غذا محروم شده تا بمیرد.
💡 التقط المصور طيرا نادرًا في صورةٍ جميلةٍ أثناء الغروب.
عکاس، پرندهای نادر را در عکسی زیبا هنگام غروب آفتاب به تصویر کشیده است.
💡 لقد اتى طيرا الى منزلي ليلة البارحة ايضا
دیشب هم یک پرنده به خانهام آمد.