طوح
🌐 جاهطلبی
«طوح» از ریشهای است که معمولاً معنای پرتاب کردن، انداختن یا دور افکندن دارد. در برخی منابع کهن، این واژه برای بیان راندن چیزی به بیرون یا افکندن آن بهکار رفته است. کاربرد آن امروزه بسیار محدود و بیشتر کتابی یا لغوی است.
جمله سازی با طوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أخذته الرياح طوح ًا شديدًا حتى فقد توازنه للحظة.
باد چنان شدید به او وزید که برای لحظهای تعادلش را از دست داد.
💡 في لحظة غضب، قال كلامًا طوح به كل محاولات الإصلاح.
در یک لحظه عصبانیت، چیزهایی گفت که تمام تلاشها برای اصلاحات را خنثی کرد.
💡 بدت الأوراق وكأنها تُرمى طوح ًا في الهواء بسبب العاصفة القوية.
برگها به خاطر طوفان شدید، طوری به نظر میرسیدند که انگار به طرز وحشیانهای به هوا پرتاب میشوند.