طلعها
🌐 بیرونش کن.
طَلَعَهَا یعنی «او را برآورد / ظاهر کرد / بالا آورد» یا «طلوعِ آنِ او». بسته به جمله، میتواند «آن را بیرون آورد» یا «بیرون آمدنِ آن» معنا شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نخلهای خرما
📌 درختان نخل
📌 اریکوتو
جمله سازی با طلعها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاولَ أنْ يشرحَ المشكلةَ، لكنهُ لم يستطعْ طلعها من ذهنهِ بسهولةٍ.
او سعی کرد مشکل را توضیح دهد، اما نمیتوانست به راحتی آن را از ذهنش بیرون کند.
💡 أمسكتِ الأمُّ بالفكرةِ ثم قررتْ طلعها إلى الناسِ بطريقةٍ بسيطةٍ وواضحة.
مادر ایده را درک کرد و سپس تصمیم گرفت آن را به روشی ساده و واضح به مردم ارائه دهد.
💡 رأى المديرُ أنَّ الوقتَ مناسبٌ ليُظهرَ طلعها الحقيقيَّ أمامَ الفريقِ كلِّه.
مدیر احساس کرد که زمان مناسبی است تا چهره واقعی خود را در مقابل کل تیم نشان دهد.