طفلي
🌐 فرزندم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فرزند من
📌 عزیزم
جمله سازی با طفلي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إنه أشبه بترك طفلي في المنزل من دون جليسة أطفال.
مثل این است که فرزندم را بدون پرستار بچه در خانه بگذارم.
💡 عندما أخاف على طفلي، أرفع يدي وأرجو أن اعيذها من المرض.
وقتی نگران فرزندم هستم، دستم را بالا میبرم و دعا میکنم که خدا او را از بیماری محافظت کند.
💡 ولكن حقيقة ألامر والتي ما كانت لتخفي حتى على طفلي الرضيع أنها كانت تهدد.
اما حقیقت ماجرا، که حتی از فرزند شیرخوار من هم پنهان نبود، این بود که او داشت تهدید میکرد.
💡 إنه طفلي أيضاً وأنا مسؤول أيضاً.
او هم فرزند من است و من هم مسئولم.
💡 يحتاج طفلي إلى بعض الوقت حتى يتعلم السباحة جيدًا.
فرزند من برای یادگیری خوب شنا به کمی زمان نیاز دارد.
💡 اصطحبتُ طفلي إلى الحديقة ليلعب مع أصدقائه.
فرزندم را برای بازی با دوستانش به پارک بردم.