طغم

🌐 جمعیت

این واژه در عربی معمولاً به‌صورت «طُغام» یا «طُغَام» نیز دیده می‌شود و به معنی گروهی از مردم فرومایه، انبوهی بی‌ارزش، یا جماعتی از افراد کم‌اهمیت به‌کار می‌رود. در برخی کاربردها، مفهوم «انبوه، دسته، یا گروهی از موجودات» را هم می‌رساند، اما بار معنایی آن غالباً منفی است و به جماعتی اشاره دارد که شأن یا ارزش چندانی برایشان قائل نیستند.

جمله سازی با طغم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت طغم ُ الأطفالِ تضحكُ قربَ المدرسةِ القديمةِ بينما كانَ المعلّمُ يشرحُ لهم كيفَ يزرعونَ الأشجارَ الصغيرةَ.

بچه‌ها نزدیک مدرسه قدیمی می‌خندیدند در حالی که معلم برایشان توضیح می‌داد که چگونه درختان کوچک بکارند.

💡 اجتمعَت طغم ٌ من العمّال في الساحةِ صباحًا لتنظيمِ توزيعِ المساعداتِ على العائلاتِ المتضرّرةِ بعدَ العاصفةِ الأخيرة.

گروه‌هایی از کارگران صبح امروز در میدان جمع شدند تا توزیع کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده از طوفان اخیر را سازماندهی کنند.

💡 وصلَت طغم ٌ من السيّاحِ إلى القريةِ الجبليةِ للاستمتاعِ بالهواءِ النقيّ ومشاهدةِ الغروبِ فوقَ القممِ العاليةِ.

گروه‌هایی از گردشگران برای لذت بردن از هوای تازه و تماشای غروب خورشید بر فراز قله‌های مرتفع به این روستای کوهستانی رسیدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران