طبيب

🌐 پزشک

به معنی «پزشک» یا «دکتر» است؛ کسی که بیماری‌ها را تشخیص می‌دهد و درمان می‌کند. این واژه یکی از رایج‌ترین واژه‌های عربی در حوزهٔ پزشکی است.

اسم (noun)

📌 پزشک

📌 سند

جمله سازی با طبيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هل يمكنني أريد أن أتحدث مع طبيب في هذه العيادة قبل أن أغادر؟

آیا می‌توانم قبل از رفتن با یکی از پزشکان این کلینیک صحبت کنم؟

💡 :‬ال أعلم شيء شخص ما اتصل يب قال أنه طبيب ابملشفى و أن كرمي هناك!

من از هیچی خبر ندارم. یکی زنگ زد و گفت که دکتر بیمارستانه و کارمی اونجاست!

💡 زرتُ طبيب الحيِّ لأنَّ السعالَ لم يختفِ منذُ أسبوعينِ.

من به پزشک محله مراجعه کردم چون سرفه‌ام دو هفته است که قطع نشده است.

💡 نصحَني طبيب الأسرةِ بشربِ الماءِ بكثرةٍ والراحةِ التامةِ.

پزشک خانواده‌ام به من توصیه کرد که آب فراوان بنوشم و استراحت مطلق داشته باشم.

💡 في الحادث الرياضي، لقد كسرت سنّي واضطررت إلى زيارة طبيب الأسنان.

در آن حادثه ورزشی، دندانم شکست و مجبور شدم به دندانپزشک مراجعه کنم.

💡 يحتاج المريض إلى زيارة طبيب الأسنان إذا استمر ألم وفك.

اگر درد فک ادامه پیدا کند، بیمار باید به دندانپزشک مراجعه کند.

💡 «ارفع رأسك يا طبيب فأنت جزء من هذه العائلة» وربت عىل كتفه‬‫مرة أخرى‪

«سرت را بالا بگیر دکتر، تو عضوی از این خانواده‌ای.» این را گفت و دوباره به شانه‌اش زد.

💡 نصحه الأصدقاء بمراجعة طبيب العيون عندما لاحظوا التغير في بصره.

دوستانش وقتی متوجه تغییر در بینایی او شدند، به او توصیه کردند که به چشم پزشک مراجعه کند.

💡 لدينا طبيب مقیم في قسم الطوارئ طوال الشهر.

ما در تمام طول ماه یک پزشک مقیم در اورژانس داریم.

💡 يعملُ طبيب الطوارئِ تحت ضغطٍ كبيرٍ عندما تصلُ الحالاتُ الحرجةُ في الليلِ.

پزشک اورژانس وقتی موارد بحرانی شب‌ها می‌رسند، تحت فشار زیادی کار می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران