طالبه

🌐 دانشجو

این واژه در اصل همان «طالبة» است و بسته به رسم‌الخط ممکن است به‌صورت غیررسمی یا در برخی متون به همین شکل نوشته شود. معنی آن نیز «دانشجوی دختر» یا «زنِ طالب» است. تفاوت اصلی در نوشتار است، نه در معنا.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 تقاضا شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شاگردش

جمله سازی با طالبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أشاد المعلم بـ طالبه لأنها تحافظ على واجباتها بانتظام.

معلم دانش‌آموز خود را به خاطر اینکه مرتباً تکالیفش را انجام می‌داد، تحسین کرد.

💡 ‬هنأ طالل طالبه املجتهد وقال له «مربوك سوف‬ ‫أضع اسمك بجوار اسمي‪».

طلال به شاگرد کوشای خود تبریک گفت و به او گفت: «تبریک می‌گویم، نام تو را در کنار نام خودم قرار می‌دهم.»

💡 وجوده القريب في الغرفة طالبه بالانتباه، وجذب جميع العيون نحوه.

حضور نزدیک او در اتاق توجه را جلب می‌کرد و همه نگاه‌ها را به سمت او جلب می‌کرد.

💡 بعد أن طالبه مهندسيه مبستحقاهتم اليت مل‬ ‫حيصلوا عليها و أيضا املقاولني اليت تعاقد معهم

پس از آنکه مهندسانش حق‌الزحمه‌های پرداخت نشده خود و همچنین حق‌الزحمه پیمانکارانی که با آنها قرارداد بسته بود را مطالبه کردند

💡 قابلتُ طالبه في المكتبة وهي تبحث عن مراجع لمشروع التخرج.

من در کتابخانه با دانشجویی آشنا شدم که به دنبال منابع برای پروژه فارغ التحصیلی خود بود.

💡 كانت طالبه نشيطة تشارك في الأنشطة الثقافية كل أسبوع.

او دانشجوی فعالی بود که هر هفته در فعالیت‌های فرهنگی شرکت می‌کرد.

کلمات مرتبط