ضيفه

🌐 مهمان او

«ضيفه» صورت مؤنث یا کاربردی نزدیک به «مهمان زن» یا «میهمانی» است، هرچند در برخی متون ممکن است به‌صورت اسم برای یک مهمان، به‌ویژه زن، به‌کار رفته باشد. این واژه بسته به بافت، می‌تواند به شخصِ مهمان یا حالت مهمان‌بودن اشاره کند. در فارسی، نزدیک‌ترین معنای آن «مهمانِ زن» یا «مهمان» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مهمان او

جمله سازی با ضيفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حرص المضيفُ على أن يشعر ضيفه بالراحة منذ اللحظة الأولى.

میزبان از همان لحظه اول مطمئن شد که مهمانش احساس راحتی می‌کند.

💡 أكرم الرجلُ ضيفه وأعدّ له طعامًا لذيذًا ومكانًا مريحًا.

آن مرد با مهمان‌نوازی فراوان از مهمانش پذیرایی کرد و غذای خوشمزه و مکانی راحت برای او آماده کرد.

💡 مدّ الرجل يدا ه لمصافحة ضيفه عند الباب.

مرد دستش را دراز کرد تا با مهمانش دم در دست بدهد.

💡 اصطحبَ الرجل ضيفه إلى المجلس وقدّم له القهوة العربية.

مرد مهمانش را به مجلس برد و به او قهوه عربی تعارف کرد.

💡 سأل المذيع ضيفه عن معنى اکثا في السياق الذي وردت فيه العبارة التراثية.

مجری از مهمان خود درباره معنای «اکثا» در بافتی که این عبارت سنتی در آن آمده است، پرسید.

💡 تحدث الرجل مع ضيفه قلة علی أمام الناس، فاستغرب الحضور من سوء تصرفه.

آن مرد در حضور مردم با مهمانش صحبت کرد و حاضران از رفتار بد او تعجب کردند.

💡 وقری الشيخ ضيفه احترامًا لمقامه العالي.

شیخ به خاطر احترام به جایگاه والای مهمانش، از او استقبال کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران