صلم

🌐 سلیم

«صلم» نیز از واژه‌های کم‌استعمال عربی است و در برخی منابع لغوی، به معنای بریدگی، قطع‌شدگی، یا چیزی که آسیب‌دیده و ناقص شده باشد آمده است. این واژه از نظر ساختاری حسِ نقصان و جدا شدن را القا می‌کند. در فارسی امروزی کاربرد معمولی ندارد و بیشتر در کتاب‌های لغت یا متون کهن می‌توان با آن برخورد کرد.

فعل (verb)

📌 قطع کردن

جمله سازی با صلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سقطت قطعةُ صلم صغيرةٌ من الآلةِ فأوقفتها المراقبةُ فورًا.

یک تکه سنگ کوچک از دستگاه افتاد، بنابراین مانیتور فوراً آن را متوقف کرد.

💡 كتب الباحثُ صلم َ في الهامشِ كعلامةٍ على لفظٍ محليٍّ نادرٍ.

محقق در حاشیه «سلم» را به عنوان نشانه‌ای از یک اصطلاح نادر محلی نوشته است.

💡 وجدنا صلم َ الحديدِ في ورشةِ الحدّادِ بعد انتهاء العملِ.

بعد از اتمام کار، بلوک‌های آهنی را در کارگاه آهنگری پیدا کردیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران