صلد

🌐 جامد

«صلد» به معنی سخت، محکم، صاف و صخره‌مانند است؛ چیزی که نرم یا فرو رفته نیست و سطحی سخت و یکدست دارد. این واژه برای توصیف سنگ، زمین یا هر چیز سخت و غیرقابل‌نفوذ به کار می‌رود. در فارسی نزدیک‌ترین معادل‌های آن «سخت»، «یکپارچه» و «صیقلیِ سخت» است.

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 جامد

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سخت

جمله سازی با صلد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ، خصومنا لديهم فريق خارجيّ صلد فهم قادرون على الهجوم من أيّ مكان.

حریفان ما تیم بیرونی قدرتمندی دارند؛ آنها قادرند از هر جایی حمله کنند.

💡 يوجد عائق فيزيائي صلد لمدى كفاءة استخدام الطاقة في هذه العملية.

در این فرآیند، یک محدودیت فیزیکی محکم بر کارایی مصرف انرژی وجود دارد.

💡 كانت الأرض صلد تحت أشعة الشمس، فلم تنفع معها المجرفة بسهولة.

زمین زیر آفتاب سفت بود، بنابراین کار با بیل آسان نبود.

💡 وقف الرجل على حجر صلد عند مدخل الوادي.

مرد روی صخره‌ای سخت در ورودی دره ایستاده بود.

💡 من بين القمح الشائع، الانواع الرئيسية هي الربيعي والشتوي، صلد وناعم، والأحمر والأبيض.

در میان انواع گندم رایج، انواع اصلی عبارتند از بهاره و زمستانه، سخت و نرم، قرمز و سفید.

💡 اختار البنّاء أساسًا صلد ليحمل الجدار الجديد سنوات طويلة.

سازنده یک پایه محکم انتخاب کرد تا دیوار جدید سال‌های زیادی دوام بیاورد.