صدغ
🌐 معبد
«صدغ» به بخش کناریِ سر، یعنی «شقیقه» یا ناحیهی بین چشم و گوش گفته میشود. این واژه در عربی کلاسیک برای توصیف کنار سر و گاهی موهای آن ناحیه هم به کار میرود. در زبان فارسی نیز در متون قدیم، «صدغ» غالباً به معنای شقیقه یا جانب سر آمده است.
اسم (noun)
📌 زمانی
📌 معبد
جمله سازی با صدغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان العرقُ يتجمّعُ عند صدغِ الرجلِ وهو ينتظرُ نتيجةَ المقابلةِ الوظيفيةِ.
در حالی که منتظر نتایج مصاحبه شغلی بود، عرق از شقیقههای مرد سرازیر شده بود.
💡 مسحتْ جبينَها ثم ربّتتْ على صدغِها عندما شعرتْ بصداعٍ بعدَ العملِ الطويلِ.
وقتی بعد از یک روز کاری طولانی احساس سردرد کرد، پیشانیاش را پاک کرد و سپس شقیقهاش را نوازش کرد.
💡 وضعَ الطبيبُ يده على صدغِ المريضِ ليتأكدَ من درجةِ الحرارةِ والتعبِ العامّ.
پزشک دستش را روی شقیقه بیمار گذاشت تا دمای بدن و خستگی عمومی او را بررسی کند.