صبيح

🌐 صبیح

«صبيح» در عربی به‌معنای «زیبارو، خوش‌سیما، خوش‌چهره» است و از ریشه‌ای مرتبط با زیبایی و روشنیِ چهره می‌آید. این واژه معمولاً برای توصیف انسانی به کار می‌رود که چهره‌ای دل‌پسند و زیبا دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صبیح

جمله سازی با صبيح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال صبيح إنه سيحضر الاجتماع بعد صلاة المغرب.

صبیح گفت که پس از نماز مغرب در جلسه شرکت خواهد کرد.

💡 لا أحد يقبل العيش بهذه الطريقة وقال رئيس مجلس القرية عبد اللطيف صبيح لصحيفة الغارديان

عبدالطیف صبیح، رئیس شورای روستا، به گاردین گفت: «هیچ‌کس این شیوه زندگی را نمی‌پذیرد.»

💡 يعمل صبيح في متجر إلكترونيات ويعرف كثيرًا عن الأجهزة.

صبیح در یک فروشگاه لوازم الکترونیکی کار می‌کند و اطلاعات زیادی در مورد دستگاه‌ها دارد.

💡 ‬كما قال حكيم لجاىل صبيح الوجو ‪:‬أما‬ ‫البيت فحسن وأما ساكنو فقبيح.

همانطور که مرد خردمندی به مرد خوش‌قیافه‌ای گفت: «خانه زیباست، اما ساکنانش زشت‌اند.»

کلمات مرتبط