شموع

🌐 شمع ها

واژهٔ «شموع» در عربی غالباً به‌صورت جمع یا صورت‌های نزدیک به «شموع» برای اشاره به چیزهای روشن، ساطع، یا افروخته به‌کار می‌رود و در برخی کاربردها به معنای «شمع‌ها» نیز فهمیده می‌شود. این کلمه از ریشه‌های مربوط به روشنایی و درخشندگی می‌آید و بسته به متن می‌تواند حس نور، تابش، یا روشن شدن را برساند. در زبان فارسی، نزدیک‌ترین معنای آن را می‌توان «نورها»، «شمع‌ها» یا «چیزهای درخشان» دانست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شمع ها

📌 شمعدان

📌 نور شمع

📌 شمع

📌 شمع روشن

📌 موم ها

جمله سازی با شموع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫ليشرب الليل الدمع الغريب‬ ‫لتحرق شموع باطني أضواءها المتبقية وتنطفىء‬ ‫لينصهر الضباب بعد كل هذه التالل.

بگذار شب اشک‌های غریبی را بنوشد، تا شمع‌های درونم، روشنایی‌های باقی‌مانده‌شان را بسوزانند و خاموش شوند، تا مه از پسِ این همه تپه‌ها آب شود.

💡 اشترت الأم شموع معطرة لتجعل غرفة الجلوس أكثر هدوءًا وجمالًا مساءً.

مادر شمع‌های معطر خرید تا اتاق نشیمن را در شب آرام‌تر و زیباتر کند.

💡 أضاءت شموع كثيرة القاعة أثناء انقطاع الكهرباء المفاجئ في الحيّ كله.

شمع‌های زیادی در طول قطع ناگهانی برق در کل محله، سالن را روشن کردند.

💡 كانت شموع الزينة تلمع على الطاولة الصغيرة خلال حفل عيد الميلاد.

شمع‌های تزئینی در طول جشن کریسمس روی میز کوچک می‌درخشیدند.

💡 على عجل، استخدمت القداحة لإشعال شموع عيد الميلاد.

با عجله، از فندک برای روشن کردن شمع‌های کریسمس استفاده کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران