شَلَتْ

🌐 فلج

این صورت می‌تواند به فعل «شَلَّ» مربوط باشد که در معنای فلج‌کردن، از کار انداختن، یا ناتوان‌سازی به‌کار می‌رود. به‌عنوان شکل گذشته یا محاوره‌ای، ممکن است معنی «فلج شد» یا «از حرکت افتاد» بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فلج شده

📌 فلج کرده اند

📌 پایین گذاشته شده

جمله سازی با شَلَتْ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما سمعت الخبر السيئ، شلت قدرتي على الكلام للحظات.

وقتی خبر بد را شنیدم، برای چند لحظه زبانم بند آمد و نتوانستم حرف بزنم.

💡 ‬و شلت حركتي شعرت حينها ان هذا العالم بال‬ ‫ُ‬ ‫معنى و ليس ألعالم فقط انا ايضا نعم أصبحت بال معنى يا إلهي ماذا‬ ‫يحدث لي‪

و من فلج شده بودم. آن موقع احساس کردم که این دنیا معنایش را از دست داده، و نه فقط دنیا، بلکه من هم. بله، من بی‌معنی شده بودم. ای خدا، چه اتفاقی دارد برایم می‌افتد؟

💡 بعد الحادث، شلت حركة المرور تمامًا في الشارع الرئيسي.

پس از این حادثه، ترافیک در خیابان اصلی کاملاً متوقف شد.

💡 قالت الطبيبة إن شلت يده مؤقتًا بسبب الإصابة القوية.

پزشک گفت که به دلیل آسیب شدید، دستش موقتاً فلج شده است.

کلمات مرتبط