شراب

🌐 نوشیدنی

«شَراب» در عربی به‌طور کلی به معنای نوشیدنی است و از ریشهٔ «شرب» به مفهوم نوشیدن می‌آید. در فارسی، این واژه بیشتر به معنای «می» یا «نوشیدنی الکلی» شناخته شده، هرچند در عربیِ کلاسیک می‌تواند هر نوع نوشیدنی را دربر بگیرد. بنابراین بسته به زبان و متن، معنای آن متفاوت می‌شود.

اسم (noun)

📌 نوشیدنی

📌 شربت

📌 آبجو

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 نوشیدن

📌 شراب

📌 اسکاچ

📌 مست

جمله سازی با شراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبَ المسافرُ طعامًا خفيفًا و شراب ًا منعشًا قبل أن يستقلَّ الحافلةَ في المساء.

مسافر قبل از سوار شدن به اتوبوس در عصر، یک وعده غذایی سبک و یک نوشیدنی گوارا سفارش داد.

💡 الجدة دائمًا ما تصنع أفضل شراب التانك بنكهة التوت للإجازات.

مادربزرگ همیشه بهترین شربت تانک با طعم توت را برای تعطیلات درست می‌کند.

💡 قدمت المضيفة شراب اً ساخناً للضيوف في المساء.

میزبان عصرانه با نوشیدنی گرم از مهمانان پذیرایی کرد.

💡 وصف الطبيب شراب السعال للطفل الصغير.

پزشک برای کودک خردسال شربت سرفه تجویز کرد.

💡 وضع النادل شراب الليمون البارد على الطاولة.

پیشخدمت لیموناد سرد را روی میز گذاشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران