اتفح
🌐 باز
این صورت در عربی بسیار نادر است و در زبان معیار کاربرد رایج و شناختهشدهای ندارد. احتمال دارد شکل نوشتهشده نادرست باشد یا منظور واژهای نزدیک به آن بوده باشد. اگر در متنی دیده شده، باید با توجه به اعراب، ریشه و جمله بررسی شود؛ چون بهتنهایی معنای ثابت و مشهوری برای آن گزارش نمیشود.
جمله سازی با اتفح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما شعرت بالاختناق، طلبت من أخي أن اتفح الباب قليلاً حتى أتنفس بسهولة.
وقتی احساس خفگی کردم، از برادرم خواستم در را کمی باز کند تا بتوانم راحت تر نفس بکشم.
💡 قبل بدء الدرس، اتفح الستائر ليدخل الضوء الطبيعي إلى الصف بشكل أفضل.
قبل از شروع کلاس، پردهها را کنار بزنید تا نور طبیعی به داخل کلاس بتابد.
💡 في الصباح الباكر، اتفح النافذة ليدخل الهواء النقي إلى الغرفة ويخفف من رطوبة الليل.
صبح زود، پنجره را باز کنید تا هوای تازه وارد اتاق شود و رطوبت شب کاهش یابد.