شارد
🌐 ولگرد
اسم (noun)
📌 خرده شیشه
📌 چارد
📌 گازر
صفت (adjective)
📌 ولگرد
📌 خطاکار
📌 نامنظم
جمله سازی با شارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دخل المدير الاجتماع وهو شارد الذهن بسبب مشكلة طارئة في العمل.
مدیر به دلیل یک مشکل کاری فوری، با حواس پرتی وارد جلسه شد.
💡 ظهر السائق شارد الذهن للحظة، ثم انتبه للطريق بسرعة كبيرة.
راننده برای لحظهای حواسش پرت شد، سپس به سرعت توجهش را به جاده برگرداند.
💡 اعتقد انا فقط كثير النسيان واخرق وبكل سهولة شارد الذهن
فکر میکنم خیلی فراموشکار، دست و پا چلفتی و حواسم به راحتی پرت میشود.
💡 شارد الذهن فيما يشبه الترفع عن تفاصيل الحياة اليومية لدرجة أنه نسي أن يغلق أزرار معطفه وهو يقف أمام الكاميرا.
او آنقدر حواسش پرت بود، به ظاهر از جزئیات زندگی روزمره جدا شده بود که وقتی جلوی دوربین ایستاده بود فراموش کرد دکمههای کتش را ببندد.
💡 كنتُ شارد الذهن أثناء القراءة فلم أفهم الفقرة الأخيرة بوضوح.
موقع خوندن حواسم پرت بود، برای همین پاراگراف آخر رو درست نفهمیدم.
💡 كان شارد البال حزنًا على فرا والدﻩ وباقي أفراد عائلتنه التني لم تسمح النيابة حتى اِلن بتسلم الجث لتستقر في مثواهنا األخينر حي الراحة األبدية
او غرق در افکارش بود و برای پدر و بقیه خانوادهاش سوگواری میکرد، کسانی که دادستانی هنوز اجازه نداده اجسادشان برای دفن در آرامگاه ابدیشان تحویل داده شود.