سيستم
🌐 سیستم
این واژه بهصورت دقیق عربیِ معیار نیست و بیشتر شکل عربینویسیِ واژهٔ بیگانهٔ «سیستم» است که در فارسی هم رایج شده؛ معنی آن «نظام، دستگاه، ترتیب، یا مجموعهای از اجزای مرتبط» است. مثلاً وقتی میگوییم «سیستم آموزشی» یعنی مجموعهٔ سازمانیافتهٔ آموزش، و «سیستم کامپیوتری» یعنی ساختار و اجزای سختافزاری و نرمافزاری یک رایانه.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سیستم
جمله سازی با سيستم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاج سيستم المدرسة إلى تحديث دوري حتى يظلّ مستقرًا وفعّالًا.
سیستم مدرسه برای حفظ ثبات و کارایی خود نیاز به بهروزرسانیهای دورهای دارد.
💡 يعتمد المستشفى على سيستم إلكتروني لتنظيم المواعيد والملفات الطبية.
این بیمارستان برای سازماندهی قرار ملاقاتها و سوابق پزشکی به یک سیستم الکترونیکی متکی است.
💡 يعمل سيستم الحجز في الشركة بشكل سريع خلال ساعات الذروة.
سیستم رزرواسیون شرکت در ساعات اوج مصرف به سرعت کار میکند.