سياسة
🌐 سیاست
اسم (noun)
📌 سیاست
جمله سازی با سياسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تتغير سياسة المؤسسة أحياناً بحسب تطور السوق واحتياجات العملاء.
سیاست سازمان گاهی اوقات با توجه به تحولات بازار و نیازهای مشتریان تغییر میکند.
💡 وضع المدير سياسة جديدة لتغيير طريقة العمل في القسم.
مدیر، سیاست جدیدی را برای تغییر نحوهی کار بخش وضع کرد.
💡 ـ ِ لست مسئولة عن سياسة الحكومة البريطانية.
من مسئول سیاست دولت بریتانیا نیستم.
💡 اعتمد المدير سياسة التدارج في تدريب الموظفين الجدد حتى لا يشعروا بالضغط.
مدیر، رویکردی تدریجی را برای آموزش کارمندان جدید اتخاذ کرد تا آنها احساس فشار نکنند.
💡 اتخذت الشركة سياسة جديدة لتقليل استهلاك الكهرباء.
این شرکت سیاست جدیدی را برای کاهش مصرف برق اتخاذ کرده است.
💡 وضعت الشركة سياسة ثابتة لضمان جودة العمل بين الموظفين.
این شرکت یک سیاست ثابت برای تضمین کار با کیفیت در بین کارکنان ایجاد کرده است.
💡 أعلنت الحكومة سياسة جديدة لدعم الأسر ذات الدخل المحدود.
دولت سیاست جدیدی را برای حمایت از خانوادههای کمدرآمد اعلام کرد.
💡 يوزع مجلس الإدارة الأرباح على المساهمين وفق سياسة واضحة ومعلنة مسبقًا.
هیئت مدیره بر اساس یک سیاست مشخص و از پیش اعلام شده، سود را بین سهامداران تقسیم میکند.
💡 قررت الشركة تبني سياسة جديدة لتقليل استهلاك الورق داخل المكاتب.
این شرکت تصمیم گرفت سیاست جدیدی را برای کاهش مصرف کاغذ در دفاتر اتخاذ کند.
💡 نحتاج إلى سياسة عادلة تضمن الحقوق للجميع.
ما به یک سیاست عادلانه نیاز داریم که حقوق همه را تضمین کند.