سياحة

🌐 گردشگری

«سياحة» در عربی به معنی «گردشگری»، «سفر برای تفریح»، «سیاحت» یا «توریسم» است. این واژه به رفت‌وآمد و سفر برای دیدن مکان‌های مختلف، استراحت، یا لذت‌بردن از مناظر و فرهنگ‌ها اشاره دارد. در زبان فارسی نیز «سیاحت» و «سياحت / گردشگری» همین معنا را می‌دهد.

اسم (noun)

📌 گردشگری

📌 توریست

📌 سفر

جمله سازی با سياحة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعتمد المدينة على السياحة كمصدر مهم للدخل وفرص العمل.

این شهر به گردشگری به عنوان منبع مهم درآمد و فرصت‌های شغلی متکی است.

💡 نظمت الوزارة حملة جديدة لتنشيط السياحة الداخلية خلال الصيف.

این وزارتخانه کمپین جدیدی را برای تقویت گردشگری داخلی در طول تابستان سازماندهی کرد.

💡 التحرك نحو سياحة الأعمال حولت العاصمة إلى مركز وطني لهذه الشريحة من قطاع السياحة.

حرکت به سمت گردشگری تجاری، پایتخت را به یک قطب ملی برای این بخش از بخش گردشگری تبدیل کرده است.

💡 وفي أغلب المدن لا توجد سياحة بينما الصناعات الموجودة قليلة حيث تعتبر أسيوط هي أفقر المحافظات المصرية.

در بیشتر شهرها گردشگری وجود ندارد و صنایع موجود اندک هستند، زیرا اسیوط فقیرترین استان مصر محسوب می‌شود.

💡 أثارت سياحة الاستفادة العديد من النقاشات القانونية والأخلاقية في المجتمع.

گردشگری استثماری بحث‌های حقوقی و اخلاقی متعددی را در جامعه برانگیخته است.

💡 ازدهرت السياحة في المنطقة بعد تحسين الطرق والخدمات الفندقية.

گردشگری در منطقه پس از بهبود جاده‌ها و خدمات هتلداری رونق گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران