سمين
🌐 چربی
صفت (adjective)
📌 چربی
📌 چرب
📌 چاق
📌 گوشتی
📌 اضافه وزن
📌 سنگین
📌 چاق و تپل
جمله سازی با سمين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبدو في حالة جيدة، أليس كذلك فقط إنني سمين قليلا
خیلی خوب به نظر میای، نه؟ فقط من یه کم تپل هستم.
💡 كنت الفتى سمين الذي لا تحدثه الفتيات أبداً.
من اون پسر چاقی بودم که دخترا هیچوقت باهاش حرف نمیزدن.
💡 في السوق، اختار الرجل دجاجاً سمين اً لأنه مناسب للطبخ العائلي الكبير.
در بازار، مرد یک مرغ چاق را انتخاب کرد زیرا برای پخت و پز برای یک خانواده بزرگ مناسب بود.
💡 رأى الطبيب أن الطفل سمين أكثر من اللازم، ونصح العائلة بتنظيم الطعام يومياً.
پزشک متوجه شد که کودک بیش از حد چاق است و به خانواده توصیه کرد که میزان مصرف غذای روزانه خود را تنظیم کنند.
💡 كان القط سمين اً ويحب النوم قرب النافذة طوال النهار دون حركة كثيرة.
گربه چاق بود و دوست داشت تمام روز نزدیک پنجره بخوابد و زیاد تکان نخورد.
💡 تعرف على سمين زميل عبر الإنترنت وسرعان ما أصبحا أصدقاء.
او با یک مرد چاق در فضای مجازی آشنا شد و خیلی زود با هم دوست شدند.