سلطٰن

🌐 سلطان

«سلطان» با الفِ مقصوره یا اَلفِ خنجری در نگارش‌های عثمانی / قدیمی، به معنای «قدرت، برهان، حجت، فرمانروایی» و نیز «پادشاه، حاکم» است. این واژه از مهم‌ترین واژه‌های سیاسی و دینی در عربی است و هم در معنای شخصِ حاکم و هم در معنای اقتدار و دلیلِ روشن به‌کار می‌رود. در زبان فارسی نیز «سلطان» به‌طور گسترده برای پادشاه یا شخص قدرتمند استفاده شده است.

جمله سازی با سلطٰن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حضر سلطٰن الحفل مرتديًا ثوبًا أبيض، واستقبله الناس بكل احترام وترحيب.

سلطان با لباس سفید در مراسم شرکت کرد و مردم با احترام و استقبال فراوان از او استقبال کردند.

💡 كتب المؤرخ عن سلطٰن الذي وحّد القبائل وأرسى الأمن في البلاد.

این مورخ درباره سلطان نوشته است که قبایل را متحد کرد و امنیت را در کشور برقرار ساخت.

💡 سمعنا أن سلطٰن سيزور المدينة الأسبوع القادم لافتتاح مشروع جديد.

ما شنیده‌ایم که سلطان هفته آینده برای افتتاح یک پروژه جدید به این شهر سفر خواهد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران